تبليغاتX
ایلیای ما

ایلیای ما

خطاهای نگارشی ابا در "سراب"

     ما در عصری زندگی می کنیم که آن را عصر ارتباطات می نامند. در این عصر شیوه های ارتباط و تبادل اطلاعات چنان پیشرفت کرده که ورود به این حوزه نیاز به تحصیلات آکادمیک دارد. یک خبر نگار، روزنامه نگار، مجری تلویزیونی و... می بایست در رشته مورد نظر خود دارای تحصیلات عالیه باشد – تحصیلاتی که به ایشان نه تنها شیوه برقراری ارتباط بلکه توانایی های کلام، تبلیغ و متقاعد کردن مخاطبان را می دهد. در اینجا لازم به توضیح است که این توانایی ها نه تنها در بخش خودآگاه بلکه در ناخوداگاه مخاطبین تأثیرات به سزایی دارند. به عنوان توضیحات بیشتر، اگر در متنی خبری آمده باشد مضمون خبر در خودآگاه و هدف نویسنده از احساسی که به خواننده تلقین می شود در قسمت ناخودآگاه مخاطب رخ می دهد. در واقع کلام نویسنده به ابزاری چون چاقو می ماند که از آن در عین توانایی به منظور خرد کردن گوشت، امکان بریدن گلوی دیگران را نیز به وی می دهد.

این امکان ، فرصتی شده برای نا اهلان سود جو از جمله بازجویان اداره ادیان که در کنار خشونت های فیزیکی و تیغ و شمشیر آهنی، شمشیرهایی از جنس خودکار و قلم برای  همرنگی با روزگار جدید و بنا به ماهیت فریبکار خویش از نیام برمیکشند و نام خبرنگار و روزنامه نگار بر خود می نهند. پس در این مقاله با نقد روشهای کثیف ابا در سوءاستفاده از روزنامه نگاری و نشان دادن خطاها و ایراد های آن، به این فریبکاران نشان داده میشود که حتی در قالب و ژست محقق و جستجو گر بیش از آن خطا و کاستی دارند که بتوانند با این شیوه مردم فریبی کنند. امید است تا مطالب و روش های مطرح شده میزان و محکی برای سنجش قرارگیرند و به روشن شدن فضای ذهنی خوانندگان کمک نمایند

   به منظور اینکه خوانندگان به اهمیت زبان روزنامه نگاری و مقاله نویسی کمی بیشتر پی  برده و در عین حال بحثی چنین تخصصی برای ایشان ساده و قابل درک باشد – بر خلاف ویژه نامه جام جم که عادت به اعلام دقیق منابع خود ندارد – به ذکر چند موضوع در ابتدای این مقاله از کتاب "خواندن روزنامه" ( نوشته محمدرضا شمس) اکتفا می شود

 

    زبان روزنامه نگاری از سه بخش تشکیل می شود: 1. زبانی 2. تیپو گرافی 3. گرافیکی. در این مقاله سعی بر آن است تا ضمن توضیح هر بخش، مطالب مطروحه در مقالات ویژه نامه جام جم (سراب) از زاویه مطرح شده مورد بررسی قرارگیرد. 

1.       در بخش زبانی به شیوه نوشتن، نوع کلام، عبارات و جمله ها پرداخته می شود. اینکه چه بگوییم؟ چگونه بگوییم؟ و کدام مطلب را در کجا بگوییم در این قسمت تعیین می شود. در واقع شیوه بیان یک موضوع از محتوای آن مهمتر است. اینکه نویسنده چطور بگوید تا خواننده هم آن را قبول کند. بدین منظور روش های بیان متعددی وجود دارد که ذکر تنها چند مورد از آنها مکفی منظور می باشد:

·      کلام مبهم یا توخالی (Weasel Words): این روش در واقع به منظور گمراه کردن خوانندگان استفاده می شود. نام این روش از حیوان خز الگو برداری شده است. خز به سراغ تخم حیوانات رفته و با مکیدن محتوای داخل آن، تخم تو خالی را دست نخورده به جای اول می گذارد و توهم سالم بودن آن پیش می آید. کلام مبهم در نگاه اول قاطع و قانع کننده به نظر می رسد اما در واقع با کمی دقت عدم قاطعیت آن آشکار می گردد. اگر در تبلیغی گفته شود که "لیسترین" با بوی بد دهان مبارزه می کند، این توهم برای خواننده بوجود می آید که "لیسترین" بوی بد دهان را از بین می برد حال آنکه مبارزه کردن به معنی از بین بردن نیست. یا حتی عبارت "مؤثر درافزایش قد" به معنای افزایش 100% قد نمی باشد.

·      لغات قانع کننده (Persuasive Vocabulary): برخی از لغات بار معنایی زیادی دارند. این کلمات تأثیری بر ذهن ناخودآگاه مخاطب می گذارند که وی را به پذیرفتن یا رد یک موضوع وادار می کنند. برای مثال اگر بجای استفاده از "مطلب جدید"، "علم خاص" استفاده شود تأثیر ان بر ذهن خواننده بسیار قوی تر است. حال که فی الواقع "مطلب جدید" درست تر است.

·      همآیی لغات (Words Association): اگر در طول یک مقاله به چند مورد اشاره شود و آن لغات هر کدام اندکی بارمعنایی منفی داشته باشند، در نهایت تصویر ناخودآگاه خواننده از متن تصویری تاریک و سیاه خواهد بود. در زبان فارسی بر خلاف برخی از زبان های دیگر ترجیح بر آن است تا لغات به همراه دیگر لغاتی که هم فضا هستند مورد استفاده قرار گیرند که این خود تأثیر را دو چندان می نماید. مثلاً بجای توصیف روزی برفی با کلمه "سرد"، آن را با سرد و سوزناک وصف می کنیم.

       بررسی قسمت هایی از مقالات از زاویه بخش زبانی:

     ... [ ایلیا ] چون از نظر علمی از پایه های ضعیفی بر خوردار است، توان ارائه مطالب سنگین با بیان ساده را ندارد و لاجرم به بیهوده گویی کشیده می شود ... (ص39)

در اینجا به راحتی همآیی لغات به منظور ایجاد تصویری منفی به چشم می آید. این در حالی است که هر شخصی که استاد ایلیا را ملاقات کرده باشد در همان برخورد اول به توانایی استدلال و دانایی ایشان اذعان خواهد کرد. از سوی دیگر باید از نویسنده جویا شد که منظور دقیق وی از بکار بردن کلمه مبهم "بیهوده" چیست؟ چرا که این کلام بار معنایی منفی زیادی دارد و بدون ارائه دلایل محکم، بکار بردن این چنین ادبیات سوء نظر نویسنده را می رساند.

... از سوی دیگر این افراد [ سرکردگان فرق (استاد ایلیا)]، خودمحور و قدرت طلب می باشند ... (ص40)

در این عبارت باز جای سؤال بوجود می آید که منظور نویسنده از بکار بردن کلمات مبهم خودمحور و قدرت طلب چیست؟ بر اساس کدام استناد این دو صفت را به استاد ایلیا نسبت می دهد؟ آیا ذکر چند نمونه مستند برای خوانندگان بدون پیش فرض لازم نیست؟

... مشخص شده که تمام این القاب و عناوین دهن پرکن و بزرگنمایی ها از شخصیت وی، ساخته و پرداخته ذهن بیمار پیمان ف. می باشد ... (ص41)

جای بسی تعجب است که چطور نویسنده که در واقع مقاله ای گزارشی (از نظر روش مقاله نویسی آکادمیک) نوشته است، نظر شخصی خود را در آن وارد می نماید؟ کلمه "ذهن بیمار" از همان دسته کلمات مبهم و به علاوه با بار منفی بسیار بالا می باشد. آیا استاد ایلیا توسط هیچ مرکز روان پزشکی آزمایش شده اند تا ذهن بیمار وی تأیید شود و یا این تهمتی است بی استدلال از سوی نویسنده ای مغرض؟

... چه برسد که به اینکه مسخ اندیشه های مسموم وی شوند ... (ص41)

از نویسنده خواهشمند است تا مصداق اندیشه مسموم استاد ایلیا را ارائه دهند و دلیل خود را برای استفاده از چنین کلامی با  باری سنگین ابراز دارند.

... ولی با این حال مدارک بدست آمده نشان دهنده اوج و عمق انحرافات فکری سرکرده این فرقه است ... (ص43) 

با کمی دقت در همآیی این لغات که در انتهای مقاله آمده تأکید بر دامن زدن به تصویری منفی کاملاً واضح است و این در صورتی است که " اوج و عمق انحرافات فکری" واژگانی نه تنها گنگ بلکه تا بدین لحظه بی پایه و اساس هستند.

     موشکافی مطالبی که در این مقالات آمده دراین بخش (زبانی) از مجال این مقاله خارج است و با ذکر چند مطلب کوتاه قضاوت بر عهده خوانندگان محترم و انصاف بر عهده نویسنگان ویژه نامه جام جم (سراب) خواهد بود ... "و الی ا... ترجع الامور".

     از اصول مقاله نویسی و روزنامه نگاری مستند بودن مطالبی است که بیان می شود به استثنای نویسندگان روزنامه های جنجالی (Tabloids) که درباره شایعه ها و اشخاص خبر ساز می نویسند. مقالاتی که در روزنامه های رسمی پرتیراژ(Broadsheets) نوشته می شود مستند و به همراه نمونه آورده می شوند تا از هر گونه ابهام فکنی جلوگیری نمایند. حال آیا بهتر نیست که نویسنده محترم بجای کلی گویی و بمباران مطالب برای خوانندگان، به مستند سازی و ذکر نمونه حقیقی بپردازد و کمی به روش های آکادمیک و مرسوم در تمام دنیا مقاله نویسی نماید؟

در جای جای مقالات ادعاهای مختلفی مطرح گردیده مبنی براینکه:

•         نویسنده از اقدامات تفرقه افکنانه و انحرافی استاد ایلیا با خبر شده

•         وی مدعی شده که زندگی جوانان را استاد ایلیا به ورطه تخریب و نابودی کشانده

•         مقاله وی بر اساس اصول علمی اثبات شده توسط محققان حوزه اجتماعی "داخلی" و "خارجی" به بررسی این موضوع [استاد ایلیا] پرداخته

•         سرکردگان فرق [استاد ایلیا] مدعی اند علم خاص و ویژه ای دارند

•         این افراد [استاد ایلیا] خود محور و قدرت طلب می باشند

•         استاد ایلیا خود را القاگر روح معرفی کرده

•         استاد ایلیا خود را خدا و پسر خدا معرفی کرده

•         استاد ایلیا سرمست رسیدن به قدرت و مطامع دنیوی خود بوده

•         دعای برکت، متون نجواها، روزه های 24 ساعته و تسبیح از مناسک بوده

•         استاد ایلیا سوءاستفاده های متعدد کرده

•         فرقه افراد را از ارزش ها و کرامات انسانی تهی کرده

•         ...

     جای تعجب و شگفتی است که چطور نویسنده مطالب را بدون ذکر حتی یک مورد مستند بیان کرده و با استفاده از فن کلی گویی ذهن خواننده را در هاله ای از ابهام قرار می دهد. از نویسنده درخواست می شود تا تنها با استناد به حرف چند شخص مطالب خود را در ویژه نامه ای کثیرالانتشار به رشته تحریر در نیاورد.

     در تعریف کلمه فرقه آمده است که فرقه شاخه ای انشعابی از جریانی بزرگ تر است که دارای عقایدی جدایی طلبانه می باشد. مضافاً اینکه بر اساس ذهنیت در جامعه عموماً فرق به انحراف کشیده می شوند. حال با ایراد اتهام به استاد ایلیا مبنی بر ایجاد فرقه، این سؤال ها به وجود می آیند که :

¤      مگر تا بحال استاد ایلیا صراحتاً و عملاً بیان نکرده که مخالف فرقه و فرقه بازی است؟

¤      مگر ایشان صراحتاً اذعان نداشته که مخالف مرید و مراد بازی است؟

¤      آیا شما (نویسنده ویژنامه جام جم) مدعی نیستید که استاد ایلیا فرقه تشکیل داده است؟ آیا می توانید مصداق انحراف آنرا به ما نیز نشان دهید تا شاید ما نیز مانند شما از گمراهی خارج شویم؟

¤      آیا شما (نویسنده ویژنامه جام جم) مدعی نیستید که 10 سال از اعضای ارشد و مسئولین امور فرقه رام ا... (ص40) بودید؟ این چه مسئولی است که ادعا می کند که استاد ایلیا فرقه ای از سال 1375 به راه انداخته (با فرض درست بودن این ادعا) به نام "رام ا..." حال آنکه (با فرض فرقه ای بودن این جمعیت) نام این جمعیت در واقع اصلاً "رام ا..." نیست؟ یعنی این مسئول 10 ساله حتی نام جمعیت و محل حضور خود را هنوز نمی دانسته؟! چه خوب که آگاه و بیدار شدید!!!

     در سراسر دنیا اگر روزنامه ای یا مجله ای مایل باشد تا نظر خود را به خواننده تحمیل کند و فضای ذهنی خواننده را مبهم سازد  بدون آنکه وی سؤال بپرسد از شیوه بمباران اطلاعات استفاده می کند. بدین صورت که در مقاله یا نوشته خود به کلی گویی پرداخته و خواننده را مدام با مطالبی کاملاً جدید روبرو می کند. نتیجه آن است که خواننده در فضایی گم می ماند و تنها با قضاوتی کلی از نوشته (که حاصل القا ات نویسنده است) باقی می ماند. برای دوری از این منظور مجلات و روزنامه های معتبر به طبقه بندی روشن می پردازند. حال از نویسنده ویژه نامه جام جم انتظار می رود که مطالب را قبل از تحریر دسته بندی نمایند تا برای تمامی اشخاص روشن باشد.

 

2.       بخش دوم زبان روزنامه نگاری تیپوگرافی است که به شکل و ظاهر نوشته ها، اندازه و رنگ تیتر ها می پردازد.

3.       بخش سوم نیز به بعد گرافیکی یعنی تصاویر اختصاص دارد. در تصاویر اشخاص نوع عکس و زاویه دوربین می تواند مطالب بخصوصی را به صورت ناخودآگاه القا نماید که توضیح آنها در این مجال ممکن نیست.

با در نظر گرفتن بخش دوم و سوم می توان دید که تیتر های بزرگ (اغلب نشان دهنده اهمیت و القای درستی موضوع هستند) که هر یک اتهامی جداگانه است در کنار تصویری توهم برانگیز جای دارند (ص40،44،96). ویا در جایی تصویر استاد ایلیا که به نقطه ای دور نگاه می کند(ص45) (در شیوه عکاسی این حالت اسرار آمیز بودن و ابهام آلود بودن شخص را بیان می کند) در کنار تصویر حضرت مسیح(ع) (که از آلبومی خصوصی استخراج شده) به منظور ایجاد توهم و پشتیبانی ادعای نویسنده آورده شده است. و در آخر تصویری از استاد ایلیا در مراسم نامزدی خود که در کنار تیتر بزرگ "معلم ناراستی ها" آمده (ص96) باعث می شود تا این فکر القا شود که این شخص که از زاویه پایین در عکس است و به نقطه ای خارج از تصویر نگاه می کند در پرده ای از ابهام است.

 

در آخر یک سؤال از تهیه کنندگان پشت پرده و روی پرده ویژه نامه "سراب" باقیست: آیا شما که با اختصاص دادن این بودجه هنگفت (رایگان بودن مجله ای 100 صفحه ای تمام رنگی) سعی و تلاش خود را در روشن ساختن اذهان عمومی و آحاد امت اسلامی دارید، فرصت پاسخ گویی استاد ایلیا را با صرف تنها 10 برگ آن هم سیاه و سفید در "ویژه نامه" آینده خود می دهید؟

                                                                                      

                            ... اعدلوا هو اقرب للتقوی   

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 19:34  توسط ساره  | 

بنابر تصمیم مصوب مرکز حامیم ( مرکز حامیان ایلیا «میم»)  با توجه به شرایط جدید، تا اطلاع ثانوی، کلیه وبلاگها و سایتهایی که به نحوی در حمایت از معلم بزرگ ایلیا «میم»  فعالیت دارند، به روز نخواهند شد مگر در موارد معلوم و هماهنگ.

 

13/4/87

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 19:30  توسط ساره  | 

آل یاسین به حمايت از ياران خود برمي خيزد

 

اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید

آل ياسين به حمايت از ياران خود برمي خيزد

 

شاهد بوديم كه در طول 6 ماه دستگيري استاد ايليا، روند بازداشت و احضار برخي از اعضاي مرکزي جمعيت آل ياسين به اداره برخورد با ادیان بي وقفه ادامه داشته و برخي از اعضاي اصلي و چهره هاي شاخص فرهنگي- مطبوعاتي کشور که در سمت مدير مسئولي، سردبير و مديريتي در مطبوعات و نشريات هستند، تحت فشار و تهديد به دستگيري شدند.

علاوه بر استاد ايليا و خانواده ايشان، برخي ديگر از اعضا بدون روشن بودن دلايل دستگيري و اتهام، چندين ماه در سلول انفرادي بند 209 محبوس بوده و تحت بازجويي و فشار هاي رواني شديد قرار گرفته اند. اظهارات برخي از اعضا نيز نشان دهنده وجود فشارهاي رواني، شنود مداوم و تعقيقب توسط افراد مشکوک و تعرض به حريم شخصي افراد در طول ماههاي گذشته مي باشد.

هم اكنون با گذشت بيش از 8 ماه و با وجودي آزادي استاد ايليا و اثبات بي گناهي و رفع  اتهامات وارده، باز هم شاهديم كه احضار اعضا مرکزي جمعيت آل ياسين و تهديد به دستگيري همچنان ادامه دارد.

از سويي ديگر علاوه بر تهديدات صورت گرفته شاهد تبليغات سياه و جنگ هاي رواني عليه جمعيت و نفوذ اداره ادیان در رسانه های مردمی ایران هستیم. چنانچه به کرات يكي از اعضاي مركزي و محققان شناخته شده جمعيت آيا به نام «سعيد صورتي» را مورد تهمت هاي واهي خود قرار می دهند و برچسب متواري بودن را بر او می نهند. در حالي كه همه خوانندگان آگاه مي دانستند كه اين دروغپراكني ها و سم پاشي ها قصدي جز تحريك و تشويش اذهان عمومي و تفرقه افكني را دنبال نمي كند و با اینکه به گوشمان می رسد که از اداره ادیان قول داده اند که اصلاً قصد دستگیری سعید صورتی را ندارند، اما بازهم این تناقضات پابرجاست.

مدت هاست كه حزب اشرار، از تهديدات، آزارها و فشارها به جمعيت آيا دست بردار نيستند. در حالي كه دليل چنين برخوردهايي برگرفته از خصومت هاي شخصي عده اي معلوم الحال است و هيچيك از اقدامات آنها براي ناظران به هيچ وجه قابل توجيه و منطقي نيست.

چنانچه مي دانيم جمعيت آل ياسين بزرگترين N.G.O در خاورميانه و تشکلي فرهنگي با بيش از 160 هزار عضو و متشكل از چندين شاخه تحقيقاتي، پژوهشي، فرهنگي است که طيف وسيعي از سازمان هاي غير دولتي در حال فعاليت و موسسات انتشاراتي فرهنگي در ايران را در بر مي گيرد. اما در مقابل، اداره ضد ادیان تنها قشر اندکی از جامعه ایران را شامل می شود و قابل توجه است که قصد دارد با مردم ایران برخورد کند و آنها را از نظام جمهوری اسلامی و راه خداگرایی و اسلام دور کند.

حال در راستاي خطراتي كه برخي از اعضاي مركزي اين جمعيت را تهديد كرده است، همه كانون ها و انجمن هاي تحت پوشش اين N.G.O، (در خارج و داخل از ايران) حمايت اين دوستان را وظيفه خود مي دانند و اينك آمادگي خود را در دفاع از اعضاي اين مجموعه اعلام مي دارند. زيرا همواره تعليم يكي را به ياد دارند كه مي فرمود:

 

چون يكي يكپارچه باشيد و به هم عشق بورزيد...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:39  توسط ساره  | 

                    به نام هو

... معروف به «ایلیا میم»: به وضوح به عنوان بزرگترین معلم علوم باطنی و مفسر بزرگ الاهیسم در این عصر محسوب می شود. عصاره تعلیمات او «تسلیم الهيست» و مراحل هفتگانه تعلیمی بر همین اساس پی ریزی شده است. برخورداری از روح خدا (مسح شدگی) و زنده پرستی و باطن گرایی، از شاخص ترین وجوه تعلیمی اوست. در یک مقایسه، او را می توان خلاق ترین، متفکرترین و هوشمندترین معلم باطنی در عصر حاضر محسوب کرد. او را معلمی هزار وجهی (هزار روح) دانسته اند. عصاره و معجونی از همه انديشه هاي باطني و افكار بزرگ. از نظر منتقدان، در عرصه ها و اندیشه های مختلف باطنی، او از جایی آغاز كرده است که دیگران تمام کرده اند. اکثر پیروانش او را روح خدا می خوانند و كارهاي او را بیش از هر کسی به مسیح شبیه می دانند. او 25[1] سال سن دارد و تاكنون درباره خود ادعايي را مطرح نكرده است و خود را بعنوان تسليم و خدمتگزار خداوند معرفي كرده است...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 16:28  توسط ساره  | 

عیسی و سایه ها

 (گزیده قسمت اول)

 عیسی مادامی که در دسترس مردم قرار داشت و در قالب جسمانی خود می زیست خود را پسر انسان معرفی می کرد و از خود با این عنوان نام می برد . او هرگز دربارۀ خود نگفت مسیح است . موضوع مسیح بودن عیسی را اولین بار پترس مطرح کرد و عیسی به او گفت که این راز را فعلاً آشکار نکند . مدتی بعد از رفتن عیسی ، به تدریج مردم او را با عنوان عیسی مسیح شناختند . او هرگز به خود نگفت پسر خدا اما بعد از اینکه از بین مردم رفت به او گفته شد پسر خدا . هیچ وقت نگفت که روح خدا در من حلول کرده است و حتی بسیاری از این واقعیتها را هم به شکل های مختلف زیر سوال برد اما بعد از رفتن او معلوم شد که او خود ، روح خداست ... در همان زمانی که عیسی خودش در بین مردم بود با وجود آنکه معجزات او را هزاران نفر دیده بودند اما تنها عدۀ اندکی که به بیست تن هم نمی رسیدند به او ایمان داشتند . تازه یکی از این ایمانداران یهودا اسخریوطی بود . کسی که معلم و سرور خود را به قیمتی ناچیز به دشمنان فروخت . چرا یهودا خیانت کرد و دیگران نکردند؟ ظاهراً یهودا از همۀ حواریون باسوادتر بود . مطالعات او هم بیشتر بود. چند زبان بلد بود . چرا یهودا خیانت کرد و نه بقیه ؟ وقتی که یهودا از رفتار عیسی انتقاد می کرد عیسی با کلامی که خطاب به یهودا گفت پاسخ این سوال را داد . او گفت : «یهودا قلبت را بگشا نه فکرت را» . به این معنا که یهودا با ایمان خودت مرا کشف کن نه با فکرهای مکرآلود . اما یهودا سرانجام کار خود را کرد و عیسی را تسلیم دشمنان کرد . یهودائیان هنوز هم در زمین پراکنده اند و تعدادشان بسیار بیشتر از گذشته شده است ...بعضی از افراطیون یهود می گویند همۀ معجزات عیسای ناصری دروغ و چشم بندی بوده است و برای تک تک آنها توجیهاتی ارائه می دهند که به نظر هم درست می آید . عین همین اتهام را دشمنان دیگر انبیاء در زمان خود آنها بر آنها وارد می کردند . بعلاوۀ اتهامات مشترکی که همیشه دربارۀ منتخبان خداوند مطرح شده است و قرآن و کتاب مقدس پر است از اشاره به این موضوع . اتهام دروغگویی ، دیوانگی ، سحر و جادو، قدرت طلبی و غیره . دربارۀ عیسی هم می گفتند او همان تعلیمات کتاب مقدس را تحریف کرده و دارد با زبان دیگری می گوید . معجزات او دروغهایی ساختگی شمرده می شد که با مهارت ارائه می شوند . همین اتهامات دربارۀ عرفای بزرگ و اساتید هم مطرح شده است . مثلاً می گفتند منصور حلاج دروغگو است و دیوانه شده . در دادگاه او شهادت دادند که او شعبده بازی و چشم بندی کرده . می گفتند شمس تبریزی همجنس باز است به همین دلیل مولوی ... یا او را جادوگری قهار می دانستند که مولوی را با سحر خود به تسخیر درآورده است . اتهاماتی از این دست زندگی اکثر بزرگان تاریخ را از خود پر کرده است . عیسی هم یکی از این بزرگان استثنایی بود . هر چه تبلیغات روحانیون یهود و عوامل آنها بر علیه عیسی بیشتر می شد ، ایمان ایمانداران هم قوی تر می شد؛ کیفیت های نورانی بیشتر می شد و کمیتهای ظلمانی هم افزایش می یافت . تعداد بیشتری نسبت به عیسی بدبین می شدند اما کسانی که به او ایمان داشتند قوی و قوی تر می شدند . عیسی به همۀ مکتبهای زمانۀ خود تسلط کامل داشت اما نقطۀ تمرکز او روح خدا بود . و عشق و محبت و بخشش و ایمان . او را از شهر و خانوادۀ خود راندند و او گفت فرستادۀ خدا را در همه جا عزیز می دارند مگر در شهر خود و در میان خانوادۀ خود .او آیین های پیشین را برهم نمی زد بلکه آنهارا به طرزی ماهرانه زیر سوال می برد . ظاهراً او هم مثل بقیه یک یهودی بود اما گزارش ها نشان می دهد که او آنطور که باید به شریعت یهود عمل نمی کرد ... بعضی می گویند عیسی بر روی صلیب ایمان خود را از دست داد . استناد آنها برای این نتیجه گیری جمله ای است که عیسی بر روی صلیب گفت « ایلی، ایلی. لما سَبَقتنی »‌ الهی ، الهی چرا مرا تنها گذاشتی . اما همین نشان می داد که عیسی هم توسط خداوند امتحان می شود و از آزمون مصون نیست . درآخرین لحظات او گفت مأموریت من با موفقیت انجام شد . روح خود را به تو تسلیم می کنم . همین جملات نشان می دهند که پایان کار او جهش روح او بود...مهمترین روش عیسی مسیح در تعلیم، استفاده از تمثیل ها بود . او هر آموزۀ الهی را با یک یا چند تمثیل بیان می کرد و همین مسئله یکی از بهانه های روحانیون یهود بود که او را متهم می کردند که روش پیامبران پیشین را در خودش بازسازی می کند تا به آنها شبیه شود . اکثر انبیاء الهی با تمثیل تعلیم داده اند؛ و استفاده از تمثیل و رویاها در اصل روش خودِ خداوند است . اکثر تعلیمات الهی آمیخته به تمثیل و رویا هستند ... سرانجام عیسی را محاکمه کردند . روحانیون یهود از او دربارۀ معجزات و تعلیماتش پرسیدند اما او جواب روشنی نمی داد . خواستند تا معجزه ای کند بلکه حرف او را باور کنند اما او کاری نکرد و خاخام ارشد از او پرسید آیا تو پسرخدا هستی ؟ او گفت : تو گفتی که هستم . پیلاطوس به او گفت آیا تو پادشاه یهود هستی ؟‌ اما او اشاره داشت که پادشاهی او در آسمان است . نظر پیلاطوس این بود که این فرد مجنون و دیوانه ای است که دچار توهم و خودبزرگ بینی شده است ... عیسی را شلاق زدند ، تاجی از خار بر سر او گذاشتند تا بلکه کسی را که به زعم آنها دیوانه و مدعی است تاج گذاری کرده باشند . فریاد می زدند که او دروغ گو ، شیطان و شرور است و مجازاتش مرگ است . بر او آب دهان و ادرار ریختند ... این شرم آورترین و تحقیرآمیزترین مجازات بود و سپس پایان کار.

حواریون بقدری ترسیده بودند که تا مدتها در مخفیگاه خود ماندند . پترس ، قویترین و با ایمان ترین از میان حواریون ، مسیح را سه بار انکار کرد و البته این به دلیل دعای عیسی مسیح بود که پیش از رفتن خود آن را به پترس گفت .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  www.rouhemasih.persianblog.ir


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 18:37  توسط ساره  |