خطاهای نگارشی ابا در "سراب"
ما در عصری زندگی می کنیم که آن را عصر ارتباطات می نامند. در این عصر شیوه های ارتباط و تبادل اطلاعات چنان پیشرفت کرده که ورود به این حوزه نیاز به تحصیلات آکادمیک دارد. یک خبر نگار، روزنامه نگار، مجری تلویزیونی و... می بایست در رشته مورد نظر خود دارای تحصیلات عالیه باشد – تحصیلاتی که به ایشان نه تنها شیوه برقراری ارتباط بلکه توانایی های کلام، تبلیغ و متقاعد کردن مخاطبان را می دهد. در اینجا لازم به توضیح است که این توانایی ها نه تنها در بخش خودآگاه بلکه در ناخوداگاه مخاطبین تأثیرات به سزایی دارند. به عنوان توضیحات بیشتر، اگر در متنی خبری آمده باشد مضمون خبر در خودآگاه و هدف نویسنده از احساسی که به خواننده تلقین می شود در قسمت ناخودآگاه مخاطب رخ می دهد. در واقع کلام نویسنده به ابزاری چون چاقو می ماند که از آن در عین توانایی به منظور خرد کردن گوشت، امکان بریدن گلوی دیگران را نیز به وی می دهد.
این امکان ، فرصتی شده برای نا اهلان سود جو از جمله بازجویان اداره ادیان که در کنار خشونت های فیزیکی و تیغ و شمشیر آهنی، شمشیرهایی از جنس خودکار و قلم برای همرنگی با روزگار جدید و بنا به ماهیت فریبکار خویش از نیام برمیکشند و نام خبرنگار و روزنامه نگار بر خود می نهند. پس در این مقاله با نقد روشهای کثیف ابا در سوءاستفاده از روزنامه نگاری و نشان دادن خطاها و ایراد های آن، به این فریبکاران نشان داده میشود که حتی در قالب و ژست محقق و جستجو گر بیش از آن خطا و کاستی دارند که بتوانند با این شیوه مردم فریبی کنند. امید است تا مطالب و روش های مطرح شده میزان و محکی برای سنجش قرارگیرند و به روشن شدن فضای ذهنی خوانندگان کمک نمایند
به منظور اینکه خوانندگان به اهمیت زبان روزنامه نگاری و مقاله نویسی کمی بیشتر پی برده و در عین حال بحثی چنین تخصصی برای ایشان ساده و قابل درک باشد – بر خلاف ویژه نامه جام جم که عادت به اعلام دقیق منابع خود ندارد – به ذکر چند موضوع در ابتدای این مقاله از کتاب "خواندن روزنامه" ( نوشته محمدرضا شمس) اکتفا می شود
زبان روزنامه نگاری از سه بخش تشکیل می شود: 1. زبانی 2. تیپو گرافی 3. گرافیکی. در این مقاله سعی بر آن است تا ضمن توضیح هر بخش، مطالب مطروحه در مقالات ویژه نامه جام جم (سراب) از زاویه مطرح شده مورد بررسی قرارگیرد.
1. در بخش زبانی به شیوه نوشتن، نوع کلام، عبارات و جمله ها پرداخته می شود. اینکه چه بگوییم؟ چگونه بگوییم؟ و کدام مطلب را در کجا بگوییم در این قسمت تعیین می شود. در واقع شیوه بیان یک موضوع از محتوای آن مهمتر است. اینکه نویسنده چطور بگوید تا خواننده هم آن را قبول کند. بدین منظور روش های بیان متعددی وجود دارد که ذکر تنها چند مورد از آنها مکفی منظور می باشد:
· کلام مبهم یا توخالی (Weasel Words): این روش در واقع به منظور گمراه کردن خوانندگان استفاده می شود. نام این روش از حیوان خز الگو برداری شده است. خز به سراغ تخم حیوانات رفته و با مکیدن محتوای داخل آن، تخم تو خالی را دست نخورده به جای اول می گذارد و توهم سالم بودن آن پیش می آید. کلام مبهم در نگاه اول قاطع و قانع کننده به نظر می رسد اما در واقع با کمی دقت عدم قاطعیت آن آشکار می گردد. اگر در تبلیغی گفته شود که "لیسترین" با بوی بد دهان مبارزه می کند، این توهم برای خواننده بوجود می آید که "لیسترین" بوی بد دهان را از بین می برد حال آنکه مبارزه کردن به معنی از بین بردن نیست. یا حتی عبارت "مؤثر درافزایش قد" به معنای افزایش 100% قد نمی باشد.
· لغات قانع کننده (Persuasive Vocabulary): برخی از لغات بار معنایی زیادی دارند. این کلمات تأثیری بر ذهن ناخودآگاه مخاطب می گذارند که وی را به پذیرفتن یا رد یک موضوع وادار می کنند. برای مثال اگر بجای استفاده از "مطلب جدید"، "علم خاص" استفاده شود تأثیر ان بر ذهن خواننده بسیار قوی تر است. حال که فی الواقع "مطلب جدید" درست تر است.
· همآیی لغات (Words Association): اگر در طول یک مقاله به چند مورد اشاره شود و آن لغات هر کدام اندکی بارمعنایی منفی داشته باشند، در نهایت تصویر ناخودآگاه خواننده از متن تصویری تاریک و سیاه خواهد بود. در زبان فارسی بر خلاف برخی از زبان های دیگر ترجیح بر آن است تا لغات به همراه دیگر لغاتی که هم فضا هستند مورد استفاده قرار گیرند که این خود تأثیر را دو چندان می نماید. مثلاً بجای توصیف روزی برفی با کلمه "سرد"، آن را با سرد و سوزناک وصف می کنیم.
بررسی قسمت هایی از مقالات از زاویه بخش زبانی:
... [ ایلیا ] چون از نظر علمی از پایه های ضعیفی بر خوردار است، توان ارائه مطالب سنگین با بیان ساده را ندارد و لاجرم به بیهوده گویی کشیده می شود ... (ص39)
در اینجا به راحتی همآیی لغات به منظور ایجاد تصویری منفی به چشم می آید. این در حالی است که هر شخصی که استاد ایلیا را ملاقات کرده باشد در همان برخورد اول به توانایی استدلال و دانایی ایشان اذعان خواهد کرد. از سوی دیگر باید از نویسنده جویا شد که منظور دقیق وی از بکار بردن کلمه مبهم "بیهوده" چیست؟ چرا که این کلام بار معنایی منفی زیادی دارد و بدون ارائه دلایل محکم، بکار بردن این چنین ادبیات سوء نظر نویسنده را می رساند.
... از سوی دیگر این افراد [ سرکردگان فرق (استاد ایلیا)]، خودمحور و قدرت طلب می باشند ... (ص40)
در این عبارت باز جای سؤال بوجود می آید که منظور نویسنده از بکار بردن کلمات مبهم خودمحور و قدرت طلب چیست؟ بر اساس کدام استناد این دو صفت را به استاد ایلیا نسبت می دهد؟ آیا ذکر چند نمونه مستند برای خوانندگان بدون پیش فرض لازم نیست؟
... مشخص شده که تمام این القاب و عناوین دهن پرکن و بزرگنمایی ها از شخصیت وی، ساخته و پرداخته ذهن بیمار پیمان ف. می باشد ... (ص41)
جای بسی تعجب است که چطور نویسنده که در واقع مقاله ای گزارشی (از نظر روش مقاله نویسی آکادمیک) نوشته است، نظر شخصی خود را در آن وارد می نماید؟ کلمه "ذهن بیمار" از همان دسته کلمات مبهم و به علاوه با بار منفی بسیار بالا می باشد. آیا استاد ایلیا توسط هیچ مرکز روان پزشکی آزمایش شده اند تا ذهن بیمار وی تأیید شود و یا این تهمتی است بی استدلال از سوی نویسنده ای مغرض؟
... چه برسد که به اینکه مسخ اندیشه های مسموم وی شوند ... (ص41)
از نویسنده خواهشمند است تا مصداق اندیشه مسموم استاد ایلیا را ارائه دهند و دلیل خود را برای استفاده از چنین کلامی با باری سنگین ابراز دارند.
... ولی با این حال مدارک بدست آمده نشان دهنده اوج و عمق انحرافات فکری سرکرده این فرقه است ... (ص43)
با کمی دقت در همآیی این لغات که در انتهای مقاله آمده تأکید بر دامن زدن به تصویری منفی کاملاً واضح است و این در صورتی است که " اوج و عمق انحرافات فکری" واژگانی نه تنها گنگ بلکه تا بدین لحظه بی پایه و اساس هستند.
موشکافی مطالبی که در این مقالات آمده دراین بخش (زبانی) از مجال این مقاله خارج است و با ذکر چند مطلب کوتاه قضاوت بر عهده خوانندگان محترم و انصاف بر عهده نویسنگان ویژه نامه جام جم (سراب) خواهد بود ... "و الی ا... ترجع الامور".
از اصول مقاله نویسی و روزنامه نگاری مستند بودن مطالبی است که بیان می شود به استثنای نویسندگان روزنامه های جنجالی (Tabloids) که درباره شایعه ها و اشخاص خبر ساز می نویسند. مقالاتی که در روزنامه های رسمی پرتیراژ(Broadsheets) نوشته می شود مستند و به همراه نمونه آورده می شوند تا از هر گونه ابهام فکنی جلوگیری نمایند. حال آیا بهتر نیست که نویسنده محترم بجای کلی گویی و بمباران مطالب برای خوانندگان، به مستند سازی و ذکر نمونه حقیقی بپردازد و کمی به روش های آکادمیک و مرسوم در تمام دنیا مقاله نویسی نماید؟
در جای جای مقالات ادعاهای مختلفی مطرح گردیده مبنی براینکه:
• نویسنده از اقدامات تفرقه افکنانه و انحرافی استاد ایلیا با خبر شده
• وی مدعی شده که زندگی جوانان را استاد ایلیا به ورطه تخریب و نابودی کشانده
• مقاله وی بر اساس اصول علمی اثبات شده توسط محققان حوزه اجتماعی "داخلی" و "خارجی" به بررسی این موضوع [استاد ایلیا] پرداخته
• سرکردگان فرق [استاد ایلیا] مدعی اند علم خاص و ویژه ای دارند
• این افراد [استاد ایلیا] خود محور و قدرت طلب می باشند
• استاد ایلیا خود را القاگر روح معرفی کرده
• استاد ایلیا خود را خدا و پسر خدا معرفی کرده
• استاد ایلیا سرمست رسیدن به قدرت و مطامع دنیوی خود بوده
• دعای برکت، متون نجواها، روزه های 24 ساعته و تسبیح از مناسک بوده
• استاد ایلیا سوءاستفاده های متعدد کرده
• فرقه افراد را از ارزش ها و کرامات انسانی تهی کرده
• ...
جای تعجب و شگفتی است که چطور نویسنده مطالب را بدون ذکر حتی یک مورد مستند بیان کرده و با استفاده از فن کلی گویی ذهن خواننده را در هاله ای از ابهام قرار می دهد. از نویسنده درخواست می شود تا تنها با استناد به حرف چند شخص مطالب خود را در ویژه نامه ای کثیرالانتشار به رشته تحریر در نیاورد.
در تعریف کلمه فرقه آمده است که فرقه شاخه ای انشعابی از جریانی بزرگ تر است که دارای عقایدی جدایی طلبانه می باشد. مضافاً اینکه بر اساس ذهنیت در جامعه عموماً فرق به انحراف کشیده می شوند. حال با ایراد اتهام به استاد ایلیا مبنی بر ایجاد فرقه، این سؤال ها به وجود می آیند که :
¤ مگر تا بحال استاد ایلیا صراحتاً و عملاً بیان نکرده که مخالف فرقه و فرقه بازی است؟
¤ مگر ایشان صراحتاً اذعان نداشته که مخالف مرید و مراد بازی است؟
¤ آیا شما (نویسنده ویژنامه جام جم) مدعی نیستید که استاد ایلیا فرقه تشکیل داده است؟ آیا می توانید مصداق انحراف آنرا به ما نیز نشان دهید تا شاید ما نیز مانند شما از گمراهی خارج شویم؟
¤ آیا شما (نویسنده ویژنامه جام جم) مدعی نیستید که 10 سال از اعضای ارشد و مسئولین امور فرقه رام ا... (ص40) بودید؟ این چه مسئولی است که ادعا می کند که استاد ایلیا فرقه ای از سال 1375 به راه انداخته (با فرض درست بودن این ادعا) به نام "رام ا..." حال آنکه (با فرض فرقه ای بودن این جمعیت) نام این جمعیت در واقع اصلاً "رام ا..." نیست؟ یعنی این مسئول 10 ساله حتی نام جمعیت و محل حضور خود را هنوز نمی دانسته؟! چه خوب که آگاه و بیدار شدید!!!
در سراسر دنیا اگر روزنامه ای یا مجله ای مایل باشد تا نظر خود را به خواننده تحمیل کند و فضای ذهنی خواننده را مبهم سازد بدون آنکه وی سؤال بپرسد از شیوه بمباران اطلاعات استفاده می کند. بدین صورت که در مقاله یا نوشته خود به کلی گویی پرداخته و خواننده را مدام با مطالبی کاملاً جدید روبرو می کند. نتیجه آن است که خواننده در فضایی گم می ماند و تنها با قضاوتی کلی از نوشته (که حاصل القا ات نویسنده است) باقی می ماند. برای دوری از این منظور مجلات و روزنامه های معتبر به طبقه بندی روشن می پردازند. حال از نویسنده ویژه نامه جام جم انتظار می رود که مطالب را قبل از تحریر دسته بندی نمایند تا برای تمامی اشخاص روشن باشد.
2. بخش دوم زبان روزنامه نگاری تیپوگرافی است که به شکل و ظاهر نوشته ها، اندازه و رنگ تیتر ها می پردازد.
3. بخش سوم نیز به بعد گرافیکی یعنی تصاویر اختصاص دارد. در تصاویر اشخاص نوع عکس و زاویه دوربین می تواند مطالب بخصوصی را به صورت ناخودآگاه القا نماید که توضیح آنها در این مجال ممکن نیست.
با در نظر گرفتن بخش دوم و سوم می توان دید که تیتر های بزرگ (اغلب نشان دهنده اهمیت و القای درستی موضوع هستند) که هر یک اتهامی جداگانه است در کنار تصویری توهم برانگیز جای دارند (ص40،44،96). ویا در جایی تصویر استاد ایلیا که به نقطه ای دور نگاه می کند(ص45) (در شیوه عکاسی این حالت اسرار آمیز بودن و ابهام آلود بودن شخص را بیان می کند) در کنار تصویر حضرت مسیح(ع) (که از آلبومی خصوصی استخراج شده) به منظور ایجاد توهم و پشتیبانی ادعای نویسنده آورده شده است. و در آخر تصویری از استاد ایلیا در مراسم نامزدی خود که در کنار تیتر بزرگ "معلم ناراستی ها" آمده (ص96) باعث می شود تا این فکر القا شود که این شخص که از زاویه پایین در عکس است و به نقطه ای خارج از تصویر نگاه می کند در پرده ای از ابهام است.
در آخر یک سؤال از تهیه کنندگان پشت پرده و روی پرده ویژه نامه "سراب" باقیست: آیا شما که با اختصاص دادن این بودجه هنگفت (رایگان بودن مجله ای 100 صفحه ای تمام رنگی) سعی و تلاش خود را در روشن ساختن اذهان عمومی و آحاد امت اسلامی دارید، فرصت پاسخ گویی استاد ایلیا را با صرف تنها 10 برگ آن هم سیاه و سفید در "ویژه نامه" آینده خود می دهید؟
... اعدلوا هو اقرب للتقوی

